وایستاده بودم سر جام تا پرنده بیاد نزدیکم
ازاونجایی ک پنجره خونمون به حیاط راه داره یه شخص خر.... خیلی زود از راه رسید و یه مشت آب د*ه*ن رو من خالی نمود وای یعنی قیافه ی من دیدنی بود پرندهه هم کلا قیافه منو ک دید گریخت و رفت
بالا پشت بوم یعنی درست بالا سر بنده هم میترسیدم ک خدایی نکرده به خودش فشار
برچسب:
نویسنده: رها کریمیان
تاريخ: دوشنبه
22 خرداد
1396 ساعت: 15:23